درباره‌ی مرکز علم و الهیات

۱- مقدمه

سده‌هاست که متألهان و دانشمندان علوم طبیعی رابطۀ علم و الهیات را دست‌مایۀ فعالیت فکری‌شان قرار داده‌اند. علم و الهیات دو نظام فکری‌اند که هریک تصویری از این جهان به دست می‌دهد، و این تصاویر گاه در تطابق با هم انگاشته شده‌اند، گاهی در تقابل، گاه نیز این عقیده مطرح شده که اینها دو نظام مستقل‌اند و دربارۀ دو چیز متفاوت سخن می‌گویند. در دهه‌های اخیر و خصوصاً با پیشرفت علوم و ارائۀ تصاویر علمی دقیق‌تر از جهان، بررسی نسبت علم و الهیات وارد مرحله‌ای نو شده است. گویی پرسش‌های کلّی از نسبت میان علم و الهیات کمتر بحث شده و پرسش‌های جزئی‌تر، که دربارۀ نسبت نظریه‌های علمی خاص با تزهای الهیاتی هستند، توجه اندیشمندان را بیشتر جلب کرده‌اند. همچنین، فناوری‌های جدید، خصوصاً فناوری‌های نوظهور، کنش‌های انسانی را چنان تحت تأثیر قرار داده که نظام‌های اخلاقیِ توحیدی را با چالش مواجه کرده‌اند. پیرو این موضوع، مراکز پژوهشی و آموزشی متعددی نیز تأسیس شده‌اند که فعالیت مرکزی‌شان پیرامون علم و دین تعریف شده است.

علی‌رغم وجود این مراکز، و با وجودِ ترویج ارزش‌های دینی در اسناد سیاستی علم و فناوری و تبلیغ ارزش‌های علمی در نظام سیاسی ایران پس از انقلاب اسلامی، پژوهش در حوزۀ علم و الهیات کمتر به‌نحو نظام‌مند دنبال شده است. این در حالی‌ست که سیاست‌هایی که توأمان به ارزش‌های الهیاتی (هم‌چون لزومِخلق تصویری توحیدی از عالم) و ارزش‌های علمی (هم‌چون لزومِ دست‌یابی به نظریه‌هایی که کفایت لازم تجربی و فناورانه دارند) متوسل می‌شوند به ‌راحتی قابلیت اجرا ندارد، چراکه این ارزش‌ها به سختی در چارچوبی وحدت‌بخش گرد هم می‌آیند. از همین روست که گسستگی یادشده را نه تنها در سطح سیاستی که در سطح فردی و اجتماعی، خصوصاً در جوامع علمی، شاهدیم. به‌ویژه اگر به نقش و جایگاه علوم در نظام آموزش پیشادانشگاهی توجه کنیم، اهمیت این مسأله بیشتر فهم می‌شود. درست است که در این نظام آموزشی یادگیری علم و دین دو رکن اساسی و البته مستقل به‌شمار می‌رود، اما نظام آموزشی دانش‌آموز ایرانی را وا نمی‌دارد تا در این مورد تأمل کند که آیا علم مدرن تصویری توحیدی از عالم می‌دهد یا خیر؟ روشن است که مسکوت گذاشتن این پرسش لزوماً در راستای تحقق اهداف سیاست آموزش کشور در سطح کلان نخواهد بود، و چه بسا کفایت تجربی هرچه بیشتر علم مدرن و موفقیت شگفت‌انگیز فناوری‌های جدید زمین بازی را به‌سود مرجعیت ناخواستۀ علم و فناوری تغییر داده و منجر به حذف دینی شود که مستقلاً آموزش داده می‌شود. البته متخصصان علوم انسانی تاحدودی این مسأله را دنبال کرده‌اند، ضمن آن‌که دانشمندان علوم طبیعی نیز بیش و کم به این بحث علاقه نشان داده‌اند. با وجود این تلاش‌های فردی، فقدان نهاد‌های دانشگاهی، که اهداف پژوهشی و آموزشی‌‌شان مشخصاً در حوزۀ علم و دین تعریف شده باشد، همچنان احساس می‌شود. به‌نظر می‌رسد که وجود چنین نهادی بتواند هم‌افزایی چشم‌گیری بین افراد ایجاد کرده و نیازهای پژوهشی، آموزشی و فرهنگی را پاسخ دهد. باتوجه به این موضوع، پژوهشکدۀ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی قصد دارد برای پاسخ به این نیاز گام برداشته و با کمک گرفتن از دانشگاهیان و حوزویان سراسر کشور فعالیت‌های پژوهشی – آموزشی – ترویجی متمرکزی را در این حوزه تعریف کند.

۲- هدف

مأموریت مرکز عبارت است از اولاً کوشش برای فهم بهتر و عمیق‌ترِ نسبت علم و الهیات، خصوصاً نسبتِ نظریه‌های علمی بالغ با تزهای الهیاتی به ویژه تزهای الهیات اسلامی از یک سو، و همچنین نسبت سایر ادیان ابراهیمی با اسلام باتوجه به دیدگاه آن‌ها در رابطه با طبیعت و اجتماع از سوی دیگر، و همین‌طور ترویجِ اندیشیدن دربارۀ نسبت علم و الهیات، و ثانیاً بررسی چالش‌های خصوصاً اخلاقیِ حاصل از فناوری‌های جدید که باتوجه به تزهای الهیاتی به‌ویژه الهیات اسلامی حاصل شده‌اند. این مرکز در نظر دارد

این دو مأموریت را از طریق برنامه‌های متنوع پژوهشی – آموزشی – ترویجی و همچنین با کمک گرفتن از متخصصان دانشگاهی و حوزوی سراسر کشور به انجام رساند. همچنین، مرکز متعهد است که خصوصاً فعالیت‌های پژوهشی را در سطح بین‌المللی تعریف کرده تا از این طریق در گفتمان بین‌المللی این حوزه نقش‌آفرین باشد.

۳- خروجی‌ها‌

خروجی‌های ممکن و مطلوب این مرکز را می‌توان در سه دستۀ بروندادها، دستاوردها و اثرات به‌شکل ذیل تقسیم کرد:
بروندادها:
الف) تولید آثار دانشگاهی طراز اول در حوزۀ علم الهیات؛
ب) توسعۀ شبکۀ پژوهشگران متخصص در حوزۀ علم و الهیات؛
ج) تربیت نیروی انسانی متخصص در حوزۀ علم و الهیات.
دستاوردها:

د) ارائۀ پیشنهاد برای حل مشکلات نظری و عملی حاصل از برخورد علوم جدید و نظام‌های الهیاتی؛
ه) ارائۀ پیشنهادهای سیاستیِ یکپارچه شامل ارزش‌های توحیدی، معرفتی و فنّی درحوزۀ علم و فناوری؛
و) ترویج گفتمان علم و الهیات.
اثرات:
ز) شکل‌گیری سرمایۀ فرهنگی غنی مرتبط با دو نظام فکری علم و الهیات در سطح عمومی و دانشگاهی؛
ح) بهره‌مندیِ مؤثرِ اجتماع از فناوری‌‌های جدید با لحاظ کردنِ تعارض‌‌های احتمالی میان فناوری‌های جدید و هنجارهای برآمده از فقه اسلامی.

۴- فعالیت‌ها‌

الف) انجام پژوهش‌های میان‌رشته‌ای در حوزۀ علم و الهیات با خروجیِ مقاله و کتاب در دو سطح ملّی و بین‌المللی؛
ب) برگزاری نشست‌ها و کارگاه‌‌های آموزشی و مدارس فصلی برای ترویج کاوش دربارۀ نسبت علم و الهیات؛
ج) حمایت از پایان‌نامه‌های برتر در حوزۀ علم و الهیات؛
د) حمایت از تألیف و ترجمۀ کتاب‌های خصوصاً آموزشی در حوزۀ علم و الهیات؛
ه) هدایت و مشاورۀ پایان‌نامه‌های حوزۀ علم و الهیات؛
و) برگزاری سمینارهای بین‌المللی و ملّی در حوزۀ علم و الهیات؛
ز) مشارکت در تأسیس رشتۀ علم و الهیات در دوره‌های تحصیلات تکمیلی؛
ح) حمایت از کرسی‌های نظریه‌پردازی و ترویجی؛
ط) حمایت از طرح‌های پژوهشی داخلی.

۵- محورها و موضوعات

الف) علوم فیزیکی، فناوری‌های مرتبط و الهیات

۱-الف) مقایسۀ مدل‌های کیهان‌شناختی و شروح الهیاتی از شرایط اولیه و چگونگی پیدایش عالم؛
۲-الف) فعل الهی خاص و قوانین طبیعت؛
۳-الف) تنظیم ظریف و تطابق کیهانی از منظر فیزیک و الهیات؛
۴-الف) سرانجام جهان از منظر فیزیک و الهیات؛
۵-الف) فعل الهی، معجزه و قوانین طبیعت؛
۶-الف) نسبت فناوری و الهیات با توجه به مسئلۀ جای‌دهی ارزش‌ها در مصنوعات فنی؛
۷-الف) فناوری‌های مرتبط با علوم فیزیکی و چالش‌ آن‌ها برای فقه اسلامی.

ب) علوم و فناوری‌های زیستی و الهیات

۱-ب) مقایسۀ مدل‌های زیست‌شناختی و شروح الهیاتی از چگونگی خلق انسان؛
۲-ب) اخلاق تکاملی و چالش‌های آن برای نظام‌های الهیاتی؛
۳-ب) تنظیم ظریف از منظر زیست‌شناختی و الهیاتی؛
۴-ب) طراحی هوشمند و نظریۀ تکامل با انتخاب طبیعی؛
۵-ب) فناوری‌های زیستی و چالش‌ آن‌ها برای نظام‌های الهیاتی؛
۶-ب) فناوری‌های زیستی و چالش‌ آن‌ها برای فقه اسلامی.

ج) علوم شناختی، فناوری‌های مرتبط و الهیات

۱-ج) مدل‌های شناختی از باورهای دینی و چالش‌ آن‌ها برای نظام‌های الهیاتی (علوم شناختیِ دین)؛
۲-ج) مسألۀ تبیین تجربه‌های دینی با علوم شناختی؛
۳-ج) فناوری‌های مرتبط با علوم شناختی و چالش‌ آن‌ها برای فقه اسلامی.

د) علوم اجتماعی، علوم انسانی و الهیات

۱-د) الگوهای رویارویی و تعامل الهیات و جامعه‌شناسی؛
۲-د) نسبت الهیات اسلامی و علوم اجتماعی مدرن؛
۳-د) نقش تزهای الهیاتی (مسیحیت و یهودیت) در تکوین علوم اجتماعی مدرن؛
۴-د) چرایی و چگونگی حذف تبیین متألهانه از جهان اجتماعی؛
۵-د) تحلیل‌های جامعه‌شناختی از تغییر در نظام‌های الهیاتی؛
۶-د) مرجعیت نظری و علمی علم و الهیات به‌لحاظ سیاسی و اجتماعی؛
۷-د) نسبت توسعۀ علمی با قالب‌های فرهنگی – الهیاتی حاکم بر جوامع؛
۸-د) نسبت ایده‌ها و تزهای الهیاتی با مفاهیم و تزهای مرتبط در نظریه‌های سیاسی (الهیاتِ فلسفۀ سیاسی)؛
۹-د) تعارض یا سازگاری نظام‌های دموکراتیکِ برآمده از لیبرالیسم با باورهای دینی؛
۱۰-د) مسألۀ مشارکت دینداران در نظام‌های سیاسی مبتنی بر دلیل عمومی.

ه) مباحث عمومی علم و الهیات

۱-ه) طبیعت‌گرایی هستی‌شناختی، طبیعت‌گرایی روش‌شناختی و نسبت آن‌ها؛
۲-ه) مدل‌های تعامل علم و الهیات؛
۳-ه) قوانین طبیعت و عاملیت الهی؛
۴-ه) تاریخ‌نگاریِ علم و دین، و نقش آن در شناخت نسبت علم و الهیات؛
۵-ه) نقش علم و الهیات در شناخت ارزش‌های ذاتی و جست‌وجوی معنای زندگی؛
۶-ه) هنجاری بودن، طبیعت‌گرایی و الهیات؛
۷-ه) ارتباطِ نظریه‌های فرمان الهی و امر اخلاقی.